سردار شهید عبدالخالق رضایی

سردار شهید عبدالخالق رضایی

در زمستان خونین 1365 شهر صبور جهرم، روزهای تلخی را در هجران مردان حماسه آفرین کربلای 4و5 پشت سر گذاشت و گلزار شهدای فردوس این شهر ، پیکر خونین چند تن از سرداران رشید تیپ همیشه پیروز المهدی (عج) را تنگ در آغوش گرفت .

در سحر گاه نهم بهمن ماه 1365 ستارگان مغموم شلمچه در حالی با آسمان مردانی چون خلیل مطهر نیا و عبدالرضا مصلی نژاد و عبدالخالق رضایی بدرود گفت که رزمندگان حماسۀ کربلای 5 آن سوی "هورالهویزه " دشمن زبون را فرسنگها از خاک میهن دور رانده و پرچم سه رنگ افتخار را بر بلندترین سرزمینهای ایران اسلامی به اهتزار در آوردند.

سردار شهید عبدالخالق رضایی در سال 1341 چشم بر آبی آسمان گشود و در دامان پر عطوفت پدر و مادری مهربان و دلسوخته پرورش یافت . وی از اولین سالهای زندگی فقر و محرومیت را تلخ تجربه کرد و از همان ابتدا جهت امرار معاش و تأمین هزینه حانواده همدوش پدر به کارهای مختلفی اشتغال ورزید.

تحصیلات وی که از ششمین سال زندگی از دبستانهای جهرم آغاز شده بوددر مدرسۀ راهنمایی فردوسی و هنرستان آیت الله حق شناس ادامه یافت و شهید رضایی با دریافت مدرک دیپلم مکانیک به طور موقت از تحصیل فراغت یافت . وی در ایام شکوهمند انقلاب اسلامی و در جریان مبارزات توفندۀ امت اسلامی علیه رژیم ستمشاهی در بسیاری از فعالیتهای انقلابی شرکت کرد و در این مسیر با تحمل جراحت با تومهای خود فروختگان رژیم تا آستانۀ شهادت پیش رفت امّا وجود مبارک او گویی شامل احوال کسانی بود که قرآن با وصف "ومنهم من ینتظر "انتظاری سرخ را به ایشان نوید داده است .

سردار شهید رضایی پس از پیروزی انقلاب به عضویت جهاد سازندگی جهرم در آمد امّا پس از مدت کوتاهی به تشریف سبز سپاه ملبس و در واحد بهداری مشغول به کار گردید. وی برحسب علاقه ، به مطالعۀ دروس حوزوی روی آورد و همزمان ، واحد عقیدتی سپاه را جهت انجام وظیفه برگزید . این پاسدار جان برکف و این روحانی مبارز پس از اتمام دورۀ مقدماتی طلبگی عازم شهر مذهبی قم گردید و قریب به پنج سال در دانشکدۀ تربیت مربی سپاه به فراگیری علوم دینی پرداخت . وی در ایام تحصیل به دفعات به سوی جبهه حق علیه باطل شتافته و با پذیرفتن مسؤولیتهای مختلف در عملیاتهای متعددی از جمله والفجر 8 و کربلای 4و5 شرکت کرد . وی قبل از دانشگاه نیز به مدت یک سال در جبهه های غرب به مبارزه با منافقین و دمکرات ضد انقلاب پرداخته بود.

سردار شهید عبدالخالق رضایی سرانجام در عملیات کربلای 5 در حالی که معاونت گردان کوثر از تیپ المهدی (عج) را به عهده داشت به همراه جمعی دیگر از همرزمان شقایق پیشه اش دیدار حق را لبیک گفته و به جمع "من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه " پیوست.

شهید رضا مبرز

بسیجی شهید رضا مبرز

فرزند : کرم

محل تولد: کازرون

تاریخ تولد:۱۳۴۵

محل شهادت: فاو

تاریخ شهادت : ۲۹/۱۱/۱۳۶۴

سال ۱۳۴۵ در شهرستان ” کازرون ” در خانواده ای فقیر و مذهبی دیده به جهان گشود. در کودکی همراه خانواده به ” لا مرد ” آمد. پدرش مردی زحمتکش بود که به سختی امرار معاش می کرد. این خانواده ی مهاجر به دلیل نداشتن منبع درآمد، با مشکلات زندگی مواجه بود و کودکی شهید مبرز بیشتر در جستجوی کار گذشت. به همین دلیل از تحصیل علم و دانش محروم ماند. به خاطر مبارزه با سختی ها، اراده ای قوی داشت و از کرامت نفس بالایی برخوردار بود. با آغاز جنگ تحمیلی به فراگیری فنون نظامی پرداخت و در سال های ۶۲ و۶۳ همدوش رزمندگان اسلام در جزیره ی مجنون و مناطق عملیاتی جنوب با دشمن پیکار کرد. هر بار که از جبهه می آمد، از معنویت و ایثار یارانش خاطره ها داشت. ۷ ماه پس از ازدواج دوباره همراه با خیل عظیم رزمندگان راهی جبهه شد. این بار در عملیات والفجر ۸ شرکت کرد. در حین انتقال مجروحین، بر اثر اصابت خمپاره دشمن به آمبولانس ، به شهادت رسید و با چهره ای خونین به دیدار معبود شتافت.

شهید حمزه صفایی

حمزه صفایی

فرزند :اسدالله

محل تولد:کهوردان

تاریخ تولد: ۵/۴/۱۳۳۹

محل شهادت:آبادان

تاریخ شهادت :۳۱۵/۷/۱۳۵۹

سال ۱۳۳۹ در محله ی ” کهوردان ” شهر لا مرد در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان کهوردان که اکنون به نام وی نامگذاری شده است به پایان رساند و دوره ی راهنمایی را در مدرسه ی شهید اندرز گوی لا مرد سپری کرد. سپس برای ادامه ی تحصیل راهی آبادان گردید. دوره ی متوسطه را تا اخذ دیپلم در دبیرستان ابن سینای آن شهر ادامه داد و در کنکور دانشگاه پذیرفته شد. با اوج گیری نهضت اسلامی ، فعالیت گسترده ای را علیه رژیم طاغوت آغاز کرد ، شبانه اعلامیه های حضرت امام را توزیع می نمود و در جلسات روحانیت مبارز آبادان شرکت داشت. پس از پیروزی انقلاب وارد جهاد سازندگی اصفهان شد. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دوباره رهسپار آبادان گردید و با شرکت در گروه امداد بسیاری از اهالی را به خارج از شهر هدایت کرد و خود به رغم اصرار دوستان حاضر به ترک شهر نشد. سرانجام در بمباران وحشیانه ی دشمن به فیض عظمای شهادت رسید.

شکنجه اسرای ایرانی توسط رژیم بعث

کلیپی از جنایات رژیم صدام بر علیه اسرای ایرانی

این قطعه فیلم به صورت پخش مستقیم توسط شبکه العربیه پخش شده بود

جهت دانلود کردن کلیک کنید

شکنجه اسرای ایرانی

شهید اله کرم قاسمی

نام  :اله‌كرم

نام خانوادگى  :قاسمى

نام پدر :عوض

تاريخ‌تولد  :15/12/1340

ش.ش   :561

محل‌صدورشناسنامه   :شيراز

 تاريخ شهادت  :15/02/61

بسم الله القاسم الجبارين.

 متن وصيتنامه برادر شهيد اله كرم قاسمى. عضو بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامى عشاير.

 و قاتلوا فى سبيل الله الذين يقاتلونكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين و اقتلوا هم حيث ثقفتموهم و اخرجوهم من حيث اخرجوكم و الفتنه اشد من القتل و لا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتى يقاتلوكم فيه فان قاتلوكم فاقتلوهم كذلك جزاء الكافرين فان انتهوا فان الله غفوررحيم و قاتلوهم حتى لا تكون فتنه و يكون الذين لله فان انتهوا فلا عدوان الاعلى الظالمين. (بقره 189و193).

در راه خدا با آنان كه به جنگ و دشمنى شما برخيزند جهاد كنيد ليكن ستمكار نباشيد كه خدا ستمگر را دوست ندارد و هرجا مشركان را دريافتيد به قتل رسانيد و از شهرها برانيد چنان كه آنان شما را از وطن آواره كردند و فتنه گرى كه آنها كنند سخت تر و فسادش بيشتر از جنگ است و در مسجد الحرام با آنها قتال مكنيد مگر آنكه پيش دستى كنند در اين صورت در حرم آنها را به قتل رسانيد. اين است كيفر كافران اگر دست از شرك و ستم بردارند از آنها درگذريد كه خدا آمرزنده و مهربان است و با كافران جهاد كنيد تا فتنه و فساد از روى زمين برطرف شود و همه را آئين دين خدا باشد (مكانيسم برخورد با كافران).

تاريخ صحنه نبرد است سرتاسر صفحات اين كتاب كهن پر است از جنگ و جدالهاى خونين. نبرد حق عليه باطل پيروزى حق عليه باطل و زمانى غلبه زودگذر باطل بر حق. در اين كشمكش اجتناب ناپذير كه هر كس خود را از آن غافل سازد خيانت نموده است زمانى باطل در لباس ريا وتزوير و زمانى در لباس زور و زمانى در هرچه چهره ظاهر شده است تا بتوانند مرغك حق را در قفس كشند. ابرهاى تيره و تار جاهليت هرچند مى خواستند و مى خواهند از طلوع خورشيد نورانى جلوگيرى كنند و از سپيدى صبح در هراسند ولى سنت خداوند چنين مى باشد كه حق پيروز است و صبح نزديك است. والفجر و ليال عشر. در حاكميتهاى غاصب غيرخدايى انسانها حيواناتى هستند كه هيچگونه رأى و عقيده ندارند هرچه را كه حاكمان غاصب گفتند همان است در اين نظام پوسيده و غيرخدايى همه چيز در قفس است استبداد و زور و استثمار بر همه جا حاكم است حكومتگران نظامهاى غيرخدايى طاقت شنيدن هيچگونه حرف مخالفى را ندارند از نظر آنها بايد همه مطيع تام و صاحبان خود باشند حكومتگران اسبان افسار گسيخته اى هستند كه به هر جهت مى تازند و به هر كسى لگد مى زنند اما در حكومتهاى الهى زمينه اى مساعد براى رشد و شكوفايى انديشه ها و بارورى فكرها و مغزهاست. حكومت على (ع) مصداق عينى چنين مدينه فاضله اى است آنجا كه مى گويد من استبد برايه هلك و من شاور الرجال شارگها فى عقولها. براى انسانها ارزش قائل است و آنان را در انديشه خويش و سرنوشت خويش شريك مى داند در نظام الهى همه چيز بر پايه آگاهى است حتى انتخاب فكر و عقيده لا اكراه فى الدين قد تبين الرشد. رشد و آگاهى از اركان نظام اسلامى است نه بندگى و ذلت و زبونى و نه زور و ستم و تزوير. حكومت اسلامى ستم را و تجاوز را به هيچ وجه نمى پذيرد و با متجاوز به مقابله برمى خيزد. و اكنون كه حكومت تجاوزگر و غيرخدايى صدام بر كشور اسلامى ما حمله نموده است دفاع بر هر مسلمانى واجب است بر اين نيت عازم جبهه جنگ هستم و اين راه را بدلخواه خويش انتخاب نموده ام تا به حكم قرآن بتوانيم متجاوز را به جاى خويش بنشانيم و به دشمن تجاوزگر گوشمالى دهيم. به اميد پيروزى حق عليه باطل و به اميد پيروزى مستضعفين بر مستكبرين و به اميد تحقق كلام قرآنى (و نريد ان من على الذين استضعفوا فى الارض و ...) و با درود به تمام رزمندگان اسلام و رهبر انقلاب اسلامى ايران. و اكنون كه عازم جبهه هاى جنگ هستم پدر و مادرم را سلام مى رسانم و از اينكه نتوانستم فرزند نيكويى براى آنها باشم معذرت مى خواهم بخصوص مادرم كه مى دانم چه زحمتهايى را براى پوزش من كشيده است و چقدر ناراحت خواهد شد. از او خواهش مى كنم اگر شهيد شدم هيچگونه ناراحتى به خود راه ندهد و براى من به هيچ وجه گريه و زارى نكنند و در ماتم من عزادارى نكنند كه موجب ذلت روح خواهد شد و از اينكه نتوانستم بارى از مشكلات فقر و تهيدستى كه بر دوش پدر و برادرانم مى باشد بردارم بسيار تأسف مى خورم و از برادرانم كمال معذرتخواهى را مى كنم و اميدوارم كه در زندگى بردبار باشند و بر پايه كلام ابوذر عجنت لمن لا يجدتوتا فى بيته ... عمل كنند و راهى را كه من رفته ام ادامه دهند و از آنها خواهش مى كنم وسايل تحصيل برادرانم كه مشغول درس خواندن هستند فراهم نمايند تا بتوانند جبران خساراتى را كه من بر خانواده وارد آورده ام نمايند و اگر چنانچه من شهيد شدم جنازه ام را به زادگاهم روستاى كمرآباد آوندى ببرند و در آنجا دفن نمايند. خداحافظ- اله كرم قاسمى.