نام  :على
نام خانوادگى  :حسن‌پور
نام پدر :محمد
تاريخ‌تولد  :26/08/1338
ش.ش   :9
محل‌صدورشناسنامه   :ابرقو
 تاريخ شهادت  :21/11/64
نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
استان  :بنيادشهيداستان‌فارس
شهر :اداره‌بنيادشهيدشيراز

بسم الله الرحمن الرحيم
بارالها شكرگزارم كه به من عاصى ترحم نمودى ودست بنده گنهكارخودرا گرفتى از منجلاب هوى وهوس نفسانى وازگرفتاريهاى دنياى رهانيدى وازظلمت بسوى نوركه جبهه هاى حق عليه باطل است كشاندى وازآن‌جا به روشنايى ابدى كه لازمه آن شهادت بودهدايتم نمودى .اى خداى من اى احدى كه مراازهيچ به تكامل كه سيرالى الله است رساندى عقل دادى تاراه صحيح را انتخاب كنم كه بازتومرابه راه راست بردى بيان دادى كه آنچه شايسته وپسنديده تواست به زبان‌آورم اما من غفلت نمودم واستفاده نهايى نكردم‌باز اين تو بودى كه قبولم نمودى رشدم دادى تا روزبروز ازوظايف الهى آگاه شوم چشمهايم را بازكنم راه توراانتخاب كنم وبه تو برسم وبه لقاء تودست يابم با سلام بر124 هزارپيامبر كه فرستادى تا اينكه راهنماى بشرباشند مخصوصا آخرين رسول ختمى مرتبت حضرت محمد (ص) وبادرود برجانشينان پيغمبر امامان معصوم وبا سلام بردوازد همين اخترآسما ن ولايت حضرت بقيه الله العظم وبا سلام بررهبرعظيم الشأن انقلاب حضرت امام خمينى وقائم مقام ايشان آيت اله منتظرى با سلام ودرود برشهداى گلگون كفن كه راه حسين را پيشه خود كردند ،حسين وار زيستندوحسين واررفتند با قطرات خون مطهرشان‌درخت تنومند اسلام را آبيارى كردند خدايا تومرا به دنيا آوردى وخودت هم ازدنيا بردى آن‌چه كردم براى توكردم ، آنچه گفتم براى توگفتم آن‌چه شنيدم براى تو شنيدم ، آن‌چه‌ديدم براى توديدم ،آنچه نوشتم براى تو نوشتم براى‌رضاى تو وبراى اينكه محبت تودردلم‌جابگيرد نوشتم پدرومادرم وهمسرم : بعداز عاشوراى حسين (ع) كه سر، سرداررشيد اسلام را برسرنيزه ها كردند زينب را اسير كردند عيال حسين (ع) را آواره كردندبراى اين بود كه صداى بلند اسلام را درگلوخفه كنند صداى آزاده صدايى كه طاغوتها را بلرزه درمى آوردواگر اين صداها نبود اسلام ازبين مى رفت حسين بن على (ع) هجرت كرد تااينكه اسلام زنده بماندازهمان موقع به بعد بزرگان اهل دين انتظار اين را مى‌كشيدند كه تاريخ اسلام تكرار شود تااينكه خدا ى بزرگ 22 بهمن راسرآغاز تاريخى جديدكرد فرياد الله اكبر امت شهيد پرور بلند شد جوانان قيام كردند ،نداى هل من ناصرينصرنى حسين گونه خمينى بت شكن رابه گوش جهانيان رسانيدند هنوز چند صباحى ازتكرار تاريخ نگذشته بود كه دست طاغوتى ديگرى ازآستين استعمارگر شرق وغرب بدرآمد سرزمين ايران كربلاى دوم بعداز كربلاى حسين (ع) ازخون جوانان پاك رنگى ديگر به خودگرفت وآسمان آرايش ديگرى بخود ديد وخلاصه ديدوخلاصه خودتان مى دانيد من هم كه يكى ازعضوهاى اين جامعه بودم واين وظيفه رابگردن خوددانستم مى بايست حركت كنم تادين خودرا به اسلام  ومسلمين اداكنم وازآنجايى كه روز بروزگلى ازگلزار خمينى بزرگ اين سلاله پيغمبر (ص) شكفته مى شود ولازم بود كه بنده بيرق يكى ازآن‌ها كه بيرق اسلام بودبردارم ازآنجايى كه خداوند بزرگ درقران مى فرمايد :هجرت كنيدومجاهده كنيد (الذين آمنو وهاجرو وجاهدو فى سبيل الله باموالهم وانفسهم اعظم‌درجه عندالله واولئك هم الفائزون لازم دانستم كه بخود تحركى دهم تابتوانم مقدارخون ناقابلى كه دركالبدم درجريان است براى اين دنيا ى پرهوى وهوس وهواى نفس دنياى خويش كارنكند وبه گناه كمتر كشانده شود فكر كنيد آيا من حقير درقبال اين همه خون رنگين وجوشنده چگونه مى  توانستم درخانه بنشينم وادعاى مسلمانى كنم ادعاى انقلابى بودن كنم بخدا سوگندآرزو داشتم كه صدها جان داشتم تا فقط فداى انقلاب مى كردم كه خداى بزرگ منت گذاشت مرادراين انقلاب ازخواب غفلت بيداركردآرى ما مرده بوديم انقلاب روحى تازه دركالبدبى جان مادميد ومارازنده كرددرغيراين صورت چگونه مى توانستيم خودرا بشناسيم تا چه رسد خداى خودرا آيه 216 حكم جهاد براى شما مقررگرديد وحال آن‌كه بر شما ناگوارومكروه است ليكن چه بسيارشودكه چيزى راشما ناگوار ديديد و لى به حقيقت خيروصلاح درآن بوده وچه بسيار شود كه چيزى  رادوست داريد درواقع شروفساد شما درآن است وخداوند به مصالح امورداناست وشما نادانيد من از خانواده خود مى خواهم كه بعدازاين همه مصيبت كه برانقلاب وارد شده است شما يارى  كنيد انقلاب‌را، بدا بحال آن كسانى كه ازاين انقلاب كه ثمره خون صدها وهزارنفر شهيد مى باشد برداشت نكنند چند روز زندگى رادراين دنيا به خوروخواب بپردازندوهيچ نتيجه اى نگيرند آنهايى كه بعداز اين همه خطا متوجه اين دعا نيستند كه على (ع) مى فرمايد چگونه مى خواهند درحكومت خدا زندگى كنندوگناه هم بكنند درمقابل معبودخود اين چنين گناه مى كنند ،فكر مى كنند كه مى توانند ازحكومت خدا فراركنند.خوشا بحال آنهايى كه توشه آخرت خودرادراين انقلاب پركردند وفيض كامل رابردند وچنگ به ريسمان خدا زدند دامان ايمه (ع) را گرفتند وبا آنها هم محشور شدند . من هم مى روم تا شايد بتوانم كه بگيرم دامان آن‌هاراتا شايد بتوانم پدرم ومادرم وهمسرم را پيش آنها شفاعت كنم  حاصل زحمت شبانه روزى شما پدرمهربانم را درمقابل على (ع) جوابگو باشم وبى خوابيهاى شما مادرمهربانم را در مقابل زهرا (س) جوابگو باشم وتنها ييهاى شماهمسرم را درقبال زينب جوابگوباشم چندنكته خدمت شما همسرم بگويم كه بهترين جهاد زن خدمت به خانواده است حجاب شما سنگر شماست نزديكترين حالت شما بخداى بزرگ نزديك بودن به خانه است بعدازاين صلاحيت دردست خودتان مى باشد ودرزندگى كردن فكركنيدهرطور كه صلاح بدانيد زندگى كنيد چه دركنارپدرومادرم وچه در كنارپدرومادرخوداگر نمى خواهيد كه با كسى ازدواج كنيد خواهشمندم پدرومادرم را فراموش نكنيد وازشما اى پدرومادرعزيزم خواهشمند م مبادا خون من در قبال توقعات بى جا پايمال شود هرچه كه دولت جمهورى اسلامى تعيين كند همان قدرلازم است واما خواهرانم تربيت فرزندان خودرابه صراط مستقيم ودعوت آنها به جهاد قوت قلب من است مى دانيد كه من برادرندارم كه راهم را ادمه دهد ودامن مادربهترين پرورشگاه براى فرزنداست راه راست رابه فرزند خود نشان دهيدراه اسلام را گول، زرق وبرق دنيا را نخوريد مال زياد شما را به بهشت نمى برد همسرم : تاآنجايى كه فكرمى كنم بيادندارم كه به كسى بدهكارباشم درصورتى كه كسى ادعاى طلب كردبدهيد به آن ومدتى برايم نمازقضا وروزه قضا بخوانيد وبگيريد وازبستگان ودوستان حلال بودى بطلبيد هنگام دفن مراسه مرتبه روى زمين بگذاريد وبلند كنيد همسرم ، مادرم ، من نمى گويم كه گريه نكنيد آنطور گريه كنيد كه گناهم ريخته شود براى گناهانم گريه كنيد شبهاى جمعه ياروز هاى جمعه تاآنجايى كه
مى توانيد به سرخاك‌من بياييدوقرآن تلاوت كنيد همسرم ،مادرم ،پدرم ، اما م عزيزرا پشتيبانى كنيد پدرم بعداز نمازيوميه برايم‌فاتحه بخوانيدمادرم برايم نمازقضا بخوانيد همسرم‌درصورت امكان روزه قضا بگيريد نمازجمعه را فراموش نكنيد، تا مى توانيد نماز جماعت بخوانيد مهربان باشيد همسرم برايم قران بخوان ، سالانه خمس زندگيم را بدهيد .والسلام